مطلقه يا ترشيده ، مسئله اينست
الف خيلي سعي كرده بود كه مطلقه نشود ولي شد. بيست و چند سال پيش آقاي هـ پايش را توي يك كفش كرد كه اين زن را نميخواهم. و الف هرچه زار زد و تظلم كرد راه به جايي نبرد. بچه ي يك دانه را به دندان گرفت و خاله و دايي را واسطه كرد اما مرد نخواست كه نخواست. يكي دو سال بعدش به گريه و قر.آن پاره كردن گذشت و صدايش را هفت خانه آنطرف تر شنيدند تا كم كم غلاف كرد و سر جايش نشست. حالا نمازش نه آنكه به آخر وقت نكشد اما فوت نميشود. غير از ماه رمضان هم روزه دار پيدايش ميكنيد. چادري قرص و دائم نيست اما هِدبَند از يادش نميرود. سريالهاي تلويزيون را با تكرارشان ميبيند و ناخودآگاه و بلااستثناء طرف مردهاي داستان را ميگيرد و وقتهايي كه هيچ سريالي نباشد شبكه ي خبرش خاموش نميشود. چند وقتي يك بار هم به روابط عمومي شبكه زنگ ميزند و از مقنعه هاي كوتاه و حجاب ناقص مجريهاي زن شكايت ميكند.